X
تبلیغات
رایتل
قصه ها - فصل NO

فصل NO

The silence depressed me. It wasn't the silence of silence. It was my own silence. ~Sylvia Plath, The Bell Jar

.

.

.

قصه مان با شنیدن قصه ای آغاز شد..قصه ای که تو دوستش نداشتی و من دوستش داشتم..شاید نشنیدیش و من شنیدم..نمی دانم..اما دوست دارم لحطاتی را که با هم به قصه ای گوش می دهیم..انگار که قصه ها با قصه ما می آمیزند و بعد از هر قصه آدمی دیگریم..قصه مان هم عوض می شود...باهم که قصه گوش می دهیم حال دیگری دارد...تمام اید روزها و این ماه ها انگار با همین قصه ها بهم پیوند خورده اند...وحالا از اینکه قصه ای نیابیم تا باهم به آن گوش دهیم می ترسیم..نکند که تمام شدن قصه ها قصه ما را تمام کند...نمی دانم...آیا باز هم قصه هایی خواهند بود که بشنویم و آدمی دیگر شویم؟

کاش باهم بشنویمشان..

.

.

شاید قصه ماهم شنیدنی شد..

+نوشته شده در پنج‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1389ساعت05:22 ب.ظتوسط منصوره | نظرات (9)

نظرات (9) نظرات (9)