X
تبلیغات
رایتل
The Hardest Part - فصل NO

فصل NO

The silence depressed me. It wasn't the silence of silence. It was my own silence. ~Sylvia Plath, The Bell Jar

 

                                           

 

یه حسی بود که می گفت  

دوستش داشت...   

همه سعی شو می کرد .. 

تا کم نیاره.. 

شایدم زیاد اصرار کرده بود.. 

.

بزرگ بود براش.. 

از حرکت بی تعادلش می شد فهمید.. 

از چرخای بزرگش ... 

پاهاش به سختی به رکابا می رسید..

اما شوق و ذوقش تو همون حرکت زیگزاگش مشخص بود.. 

فکرا و برداشتایی که دیگران راجع بهمون دارن خیلی جالبه... 

خیلی وقتا حرفاشون بدجوری بهمون اثر می کنه.. 

گاهیم نمی دونیم چی راجع بهمون فکر می کنن.. 

گاهیم با این که می دونیم اهمیت نمی دیم که چی فکر می کنن در مورد حرفامون..کارامون...حتی فکرامون..... 

ولی فکرا و برداشتایی که خودمون راجع به حرفا و کارا و 

حتی فکرای خودمون داریم چی؟   

حتی زمانی که نمی دونیم چه معنایی می تونن داشته باشن...؟   

   

ربطی نداشت فکر کنم! 

.

 

+نوشته شده در جمعه 10 آبان‌ماه سال 1387ساعت10:27 ب.ظتوسط منصوره | نظرات (10)

نظرات (10) نظرات (10)